Social Reports & News

اين گزارش روز دو شنبه ۷ اسفند در روزنامه آينده نو چاپ شده است

انتقاد دکتر مينا معرفت، معمار و استاد دانشگاه هاروارد در گفت‌وگو با آينده‌نو

از نحوه نگهداري آثار معماري اصيل ايران

هويت تهران حراج شده است

 

در سال‌هاي اخير، زندگي به‌ويژه زندگي در شهرهاي بزرگ به عذابي پايان‌ناپذير تبديل شده است. چهره عبوس شهرهاي  امروز، خواه ناخواه کسالت و افسردگي را بر کنش شهروندان تحميل مي‌کند و هرچه بيشتر مي‌گذرد شهرها بيش از پيش پشت نقاب بي‌هويتي، پنهان و فراموش مي‌شوند.در چنين شرايطي، بسياري از کارشناسان حوزه شهري معتقدند که نسبت به پيوند ارزش‌هاي هويتي شهرسازي و معماري کهن ايراني با الگوهاي شهرسازي و معماري جديد بي‌توجهي مي‌شود و بسياري از شهرهاي قديمي و با هويت به دنبال نبود سياست‌هاي مدون و بي‌توجهي به پيشينه‌هاي فرهنگي و هويتي شهرسازي ايراني، دچار بحران هويت شده‌اند. به گونه‌اي که شهروندان براي حضور و زندگي در اين شهرها نه‌تنها احساس تعلق خاطر نمي‌کنند بلکه به‌طور ناخواسته در تخريب محله‌ها نيز سهيم مي‌شوند.

اين در حالي است که در کشورهاي اروپايي به لزوم پيوند فضاهاي شهري با مولفه‌هاي هويتي و فرهنگي توجهي خاص مي‌شود و به راحتي نمي‌توان بافت شهري يا حتي اسامي محله‌ها را در اين کشورها دچار تغييرات اساسي کرد. در حالي که نظام شهرسازي حاکم بر شهرهاي بزرگ ايران همواره براي شکل‌دهي فضاهاي نامتعادل و ازهم گسيخته حرکت کرده است. هرچند که عده‌اي معتقدند شهرسازي دوره معاصر در ايران تقليدي بدون مطالعه از شهرسازي کشورهاي غربي است، اما فاصله و گسيختگي ميان شهرسازي گذشته و حال به دليل حفظ نشدن هويت شهرهاي گذشته، بيش از پيش رخ مي‌نمايد. در ميان شهرهاي ايران اما بي‌هويتي بيش از هر شهري در چهره پايتخت نمايان شده است. به عقيده بسياري از کارشناسان، تهران بي‌ضابطه‌ترين کلانشهر جهان است که نظام شهرسازي آن قرباني اقتصاد ناسالم شهري شده است.

دکتر مينا معرفت، استاد دانشگاه هاروارد که پس از اخذ مدرک کارشناسي‌ارشد معماري از دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران، در دانشگاه هاروارد آمريکا و پس از آن در دانشگاه ام.آي.تي (MIT) تحصيلات خود را در رشته دکتراي معماري و شهرسازي ادامه داده، بارها در مورد اضمحلال هويت تهران سخن گفته و معتقد است تهران يکي از بي‌ضابطه‌ترين کلانشهرهاي دنياست که هارموني و هماهنگي در سيماي آن فراموش شده است.

او در مورد روند فرآيند تخريب هويت اين کلانشهر با نگاهي به گذشته مي‌گويد: «نخستين برج و باروهاي تهران در دوره صفويه ساخته شد. در اين دوره تهران ۱۱۴ برج داشت که بر سر در همه آنها سوره‌اي از قران حک شده بود. در سال‌هاي بعد دو دروازه نيز به چهار دروازه‌ شهر اضافه شد که هر دروازه با کاشي‌کاري‌هاي بسيار نفيس، معماري ويژه‌اي داشت و هويت خاصي به هر محله مي‌بخشيد. در عين حال هر محله، مشخصات و مختصات خود را در کنار ساير محله‌ها حفظ کرده بود و محله‌هايي چون «سنگلج»، «عودلاجان»، «بازار»، «ارک» و «چاله ميدان» علاوه بر حفظ هويت معماري خاص خود، داراي بافتي متناسب با اقليم و شرايط اجتماعي شهر بودند.»

به گفته او، محله‌هاي تهران آن زمان براساس درآمد و طبقه اجتماعي مردم طبقه‌بندي نشده بود، اما به‌تدريج در دوره دوم گسترش تهران يعني در دوره ناصري، شهر بزرگ‌تر شد و با وجود اينکه باروهاي شهر از نو ساخته شد، اين اقدام اختلالي در شهر ايجاد نکرد.

آنطور که او مي‌گويد: در اين دوره تعداد دروازه‌هاي شهر به ۱۲ دروازه افزايش يافت که به دليل به کارگيري کاشي‌کاري‌هاي رنگي و پرنقش و نگار، يکي از دروازه‌هاي جديد چشمگيرتر و از نظر معماري ارزنده‌تر از نمونه‌هاي مشابه در دوره‌هاي گذشته بود.

اين استاد دانشگاه در ادامه در اين‌باره توضيح مي‌دهد: «در اين دوره در ميدان اصلي شهر (ميدان توپخانه) شش دروازه خاص و متناسب با معماري آن فضا وجود داشت. حتي يکي از شاخص‌ترين مسجدهاي تهران، يعني مسجد سپهسالار در همين دوره ساخته شد و بسياري از کاخ‌ها و برخي ساختمان‌هاي داخل ارک از جمله تکيه دولت که از نمونه‌هاي بارز شخصيت و هويت شهري و معماري آن دوره است، احيا شد.»

او در بخش ديگري از سخنانش مي‌گويد: «پس از اين دوره برج و باروهاي تهران تخريب شد و تمام دروازه‌ها به جز دروازه ميدان مشق که در دوره رضاشاه پهلوي مرمت شد، از بين رفت. تکيه دولت و تعداد زيادي از ساختمان‌هاي داخل ارک نيز از بين رفت، اما با وجود اين هويت و شخصيت شهر از دست نرفت و تهران هويت خود را حفظ کرد.»

به عقيده او معماري مدرن در اين دوره توسط معماران تحصيلکرده در ايران، انگليس و فرانسه

بر پايه ديدگاه‌هاي علمي ايجاد شد و توسعه يافت. ساختمان‌هاي دولتي نفيس به جا مانده از اين دوره چون ساختمان وزارت امورخارجه، بانک ملي، شهرباني و کاخ دادگستري همه داراي هويت شهري و معماري خاص و جزو نمونه‌هاي مثال‌زدني معماري مدرن ايران به شمار مي‌روند.

او در ادامه در ارتباط با تعامل معماران ايراني و خارجي و نقش معماران خارجي در آثار به جا مانده در فرهنگ معماري اصيل ايراني مي‌گويد: «بسياري از معماران دوران پهلوي اول و دوم

غيرايراني بودند و جالب اينکه در فعاليت خود توجه ويژه‌اي به اصول معماري ايراني داشتند.»

معرفت در اين ميان از «ماکسيم سيرو» معمار فرانسوي نام مي‌برد که پيش از آنکه ايرانيان کاروانسراهاي ايران را به ثبت برسانند، به تمام نقاط ايران سفر کرد و کتاب نفيسي درباره کاروانسراهاي ايران از خود برجاي گذاشت.

آندره گدار، رئيس دانشگاه تهران و بنيانگذار موزه ايران باستان نيز يک معمار فرانسوي بود که موزه ايران باستان را با توجه به اصول معماري دوره ساساني و با الهام از «طاق کسري» طراحي کرد. «گدار» دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران را نيز ساخت و تعداد زيادي از معماران برجسته آن دوره از جمله «ماکسين سيرو» و «رولاند دوبرول» در اين پروژه با او همکاري کردند. معرفت در ادامه نسبت به اضمحلال بسياري از ساختمان‌هاي باارزش آن دوره و حتي ساختمان‌هاي جديد در دوره‌هاي اخير ابراز تاسف مي‌کند و مي‌گويد: «تجربه سال‌هاي گذشته نشان مي‌دهد که از آثار معماري اصيل و شاخص ايران به طور شايسته نگهداري نمي‌شود. به گونه‌اي که اين آثار يا در اثر بي‌توجهي به فلاکت افتاده‌اند يا اينکه به دست خود ما و براي رسيدن به اهداف اقتصادي و بدون در نظر گرفتن ارزش و اهميت فرهنگ شهر، تخريب مي‌شوند.»

او از ساختمان سينگر (ساختمان چرخ خياطي سينگر) مربوط به معماري دوره پهلوي اول و ساختمان مدرسه حافظ در جوار امامزاده زيد در منطقه بازار که «رولاند دوبرول» طراح فرانسوي دانشگاه تهران، باشگاه دانشگاه تهران و مدرسه رضاشاه کبير، آن را با توجه به معماري ايراني طراحي کرد، به عنوان نمونه‌هاي در معرض تخريب و نابودي نام مي‌برد و مي‌گويد: «بناي سينگر، يکي از نمونه‌هاي بسيار نفيس معماري مدرن در تهران است که لغت سينگر (Singer) به معناي چرخ خياطي سينگر، به درشتي روي آن نوشته شده و تخريب آن بسيار تاسف‌بار است. علاوه بر اين تخريب بناي مدرسه حافظ که هارموني و هماهنگي خاصي با فضاي امامزاده زيد دارد، لطمه جبران‌ناپذيري به فرهنگ و تاريخ تهران در آن دوره مي‌زند.»

او درباره ويژگي‌هاي معماري اين بنا توضيح مي‌دهد: «در وهله نخست مدرن بودن معماري اين ساختمان و در وهله دوم بتوني بودن آن در زماني که ساختار بتون هنوز در ايران استفاده نشده بود، حايز اهميت است. همچنين تناسب به کار رفته در بنا، نيم‌دايره انتهاي ساختمان و سقف بلند و زيبايي که امروزه نمونه‌اي شبيه به آن در هيچ نقطه‌اي از ايران ديده نمي‌شود، از جمله ويژگي‌هايي است که به ساختمان مدرسه حافظ هويت و ارزش متمايزي مي‌بخشد.»

به گفته او، در آلبوم شخصي «پي‌ير دوبرول» پسر «رولاند دوبرول»، عکس مدرسه حافظ به عنوان اثري از اين معمار برجسته وجود دارد.

اين محقق و پژوهشگر بر لزوم شناخت اهميت و ارزش فرهنگ آميخته با شهرسازي و معماري مدرن جهان در ايران تاکيد مي‌کند و مي‌گويد: «همانگونه که «ايومينگ پي» معمار آمريکايي چيني‌الاصل، موزه لوور فرانسه را ساخت و هم‌اکنون تمام فرانسوي‌ها اين موزه را متعلق به خود مي‌دانند، ايرانيان نيز بايد تمام نمونه‌هاي ساخته شده توسط معماران برجسته خارجي را از آن خود و متعلق به فرهنگ‌ شهرسازي خود بدانند. زيرا تمام اين طراحان از جمله «آي‌ام‌پي» در ساخت اين بناها براي معماري ايراني احترام و ارزش ويژه‌اي قائل شده‌اند.»

او معتقد است که در سال‌هاي اخير، ضابطه در تهران خريدوفروش شده است و در سايه چنين بي‌توجهي‌هايي ديگر اثري از خيابان‌هاي شناخته شده و همگوني چون «تخت طاووس» نيست. بنابراين بر لزوم هدايت صحيح روند معماري و شهرسازي امروز و تجديد حيات آنچه به جا مانده تاکيد مي‌کند و اميدوار است هويت ديرينه به چهره پايتخت بازگردد.

   + talieh akbari ; ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

اين گزارش روز پنج شنبه ۲۱دی ماه در روزنامه آينده نو چاپ شده است

مصوبه طراحي و نصب ديوارهاي صوتي در حال پيگيري است

دريغ از يک متر ديوار صوتي

شکست مرز آلودگي صوتي از جمله بحران‌هاي مدرني است که در سال‌هاي اخير به شدت گريبان شهرهاي بزرگ کشورهاي در حال توسعه پرجمعيت و پرترافيک دنيا را گرفته است و پابه‌پاي بحران آلودگي هوا توسعه مي‌يابد و بحث تکراري ميان رسانه‌ها و مسوولان مي‌شود. البته اگر شما ساکن يکي از کشورهاي توسعه‌يافته باشيد نيازي نيست براي در امان بودن از سروصداي زندگي ماشيني گوش‌هايتان را بگيريد. مديريت بحران در اين کشورها هيچ بحراني را بي‌پاسخ نگذاشته است. سابقه استفاده انبوه از ديوارهاي صوتي به اوايل دهه 1970 يعني به سال‌ها پيش از انقلاب ايران مربوط مي‌شود. زماني که براي  اولين بار قوانين مربوط به صوت در قالب يک آيين‌نامه صوتي (noise regulations) در آمريکا تصويب و تدوين شد.

محققان و پژوهشگران اروپايي و آمريکايي پس از سال‌ها مطالعه و بررسي به اين نتيجه رسيدند که ديوار صوتي موثرترين روش براي کاهش سروصداي ناشي از جاده‌ها، بزرگراه‌ها و مراکز صنعتي است به‌گونه‌اي که اگر تمهيدات لازم در طراحي، ساخت و نصب اين ديوارها به‌کار گرفته شود تا حد زيادي موجب جذب سروصداي محيط مي‌شوند.

تاريخچه

براساس آنچه که در بخش انگليسي دايره‌المعارف ويکي پديا نقل شده است، مانع صوتي يک سازه خارجي است که معمولا در سطح زمين بنا مي‌شود و براي محافظت اراضي از آلودگي‌هاي صوتي طراحي شده است و اسامي ديگري چون ديوار صوتي، خاکريز صوتي و مانع آکوستيکي نيز بدان اطلاق مي‌شود. ديوارهاي صوتي به‌طور جدي اما به‌تدريج در اواسط قرن بيستم در ايالات متحده آمريکا ساخته شدند. درست زماني که ترافيک ماشيني شروع به رشد کرد. البته بعدها در اواخر دهه 60 فناوري علم آکوستيک به لحاظ رياضي ارزش ديوارهاي صوتي طراحي شده در راه‌هاي خاص را آشکار کرد.

تئوري طراحي ديوار صوتي

علم آکوستيک ديوارهاي صوتي، در واقع مجموعه‌اي از کارکردها را براساس رفتار يک جاده يا خط‌آهن به عنوان منابع صوتي خطي طراحي مي‌کند. اين تئوري براساس انسداد صوت منتشر شده به سوي يک دريافت‌کننده خاص بنا شده است. با اين حال بايد پراش صوت در محاسبات در نظر گرفته شود.

مهران مرتضايي، کارشناس فيزيک کاربردي، در توضيح پراش صوت مي‌گويد: «امواج صوتي هنگام عبور از يک لبه، مثلا نوک ديوارهاي صوتي، به سمت پايين خم مي‌شوند، بنابراين اين مساله بايد در طراحي ديوارهاي صوتي در نظر گرفته شود. البته مسايل پيچيده کننده بيشتري نيز در پديده شکست و خمش تابش‌هاي صوتي در يک اتمسفر ناهمگن وجود دارد. به بيان ساده‌تر اينکه در اتمسفر و فضاهاي شهري، باوجود تفاوت‌هاي جدي در ميزان گازها، دما و فشار هوا موضوع تغيير جهت صوت روي ديوارهاي صوتي شکل پيچيده‌تري به خود مي‌گيرد. بنابراين نحوه طراحي، ساخت و نصب اين ديوارها اهميت ويژه‌اي مي‌يابد.»

مهندس حسين مهرآوران، مسوول بخش آلودگي صوتي شرکت کنترل کيفيت هوا نيز بر ويژگي‌هاي خاص ديوارهاي صوتي تاکيد مي‌کند و مي‌‌گويد: «يکي از مهمترين نکات در طراحي اين ديوارها اين است که نبايد هيچ‌گونه درز و شکافي در آنها وجود داشته باشد چراکه هر درصدي از شکاف، انرژي صوتي زيادي را منتقل مي‌کند و کارايي ديوار را کاهش مي‌دهد. علاوه بر اين جنبه‌هاي بصري، زيباشناسي و سازگاري با محيط نيز بايد در طراحي آنها در نظر گرفته شود.»

انواع ديوار صوتي

مهرآوران، ديوارهاي صوتي را به سه دسته شفاف، نيمه‌شفاف و غيرشفاف تقسيم‌بندي مي‌کند و توضيح مي‌دهد: «ديوارهاي شفاف با توجه به جنبه‌هاي بصري و زيبايي‌شناسي اخيرا در کشورهاي پيشرفته طراحي شده و به نسبت از انواع ديگر ديوارهاي صوتي گرانتر است. جنس ديوارهاي نيمه‌شفاف نيز از بتون، آجر، چوب، فلز يا ترکيبي از اين مواد است که اغلب به دليل بالا بودن قيمت ديوارهاي شفاف، به‌طور ترکيبي با ديوارهاي نيمه‌شفاف استفاده مي‌شوند. به اين صورت که در چند متر اول معمولا از ديوارهاي بتوني و پس از آن از ديوارهاي شفاف استفاده مي‌شود.»

به گفته او ديوارهاي غيرشفاف نيز به سه شکل اريب‌دار به سمت منبع صوت، تي‌شکل و واي‌شکل به کار مي‌روند و هر کدام تاثير متفاوتي بر کاهش آلودگي صوتي دارند.

به گفته اين کارشناس، کشورهاي آمريکا، هلند، آلمان، دانمارک، ژاپن، هنگ‌کنگ و اغلب کشورهاي اروپايي در طراحي و نصب ديوارهاي صوتي پيشتازند و علاوه بر مسايل فني، جنبه‌هاي بصري و زيبايي‌شناسي را نيز با به‌کارگيري ديوارهاي شفاف با ويژگي‌هاي ضدخش و غيرقابل رنگ‌آميزي بودن رعايت مي‌کنند، اگرچه اين ديوارها حدودا متري 200 هزار تومان هزينه دربردارند. آنطور که مهرآوران مي‌گويد: يک ديوار صوتي استاندارد بايد حداقل پنج‌ دسي‌بل و گاهي تا 15 دسي‌بل صدا را کاهش دهد. حداکثر ارتفاع اين ديوارها نيز هشت متر و حداقل ارتفاع آنها يک متر است که در ارتفاع يک‌متري کارايي چندان مناسبي ندارند و معمولا حداقل ارتفاع را سه‌متر در نظر مي‌گيرند.

اين ديوارها، ديوار صوتي نيست

اين در حالي است که در ايران حتي يک متر ديوار صوتي به معناي واقعي آن وجود ندارد. مهرآوران نيز معتقد است با توجه به چنين ويژگي‌هايي در تهران ديوار صوتي وجود ندارد و منافذ و شکاف‌هاي موجود در ديوارهاي بتوني حاشيه بزرگراه‌ها عملا در کاهش آلودگي صوتي از کارايي لازم برخوردار نيستند.

دکتر يوسف رشيدي، مديرعامل شرکت کنترل کيفيت هوا نيز با بيان اين واقعيت که در ايران ديوار صوتي به معناي واقعي و ويژگي‌هاي خاص آن وجود ندارد مي‌گويد: «طراحي و نصب ديوار صوتي بايد اولين قدم پيش از احداث بزرگراه‌ها باشد و حفظ محيط‌زيست بايد در اولويت پروژه‌هاي شهري قرار گيرد، اما متاسفانه احداث ديوار صوتي پس از پايان زيرساخت‌ها عملا اجرايي نيست و اين مساله هنوز در ايران جا نيفتاده است.»

او از برنامه‌ريزي‌هاي جديد در راستاي طراحي و نصب ديوارهاي صوتي در کشور خبر مي‌دهد و مي‌‌گويد: «قرار است شهرداري طراحي و نصب ديوارهاي صوتي را در احداث بزرگراه‌هاي جديد و حتي بزرگراه‌هايي که قبلا احداث شده‌اند در نظر بگيرد. ما نيز در حال پيگيري طرحي هستيم تا به طراحي و نصب ديوارهاي صوتي در قالب مصوبه‌اي در پروژه‌هاي عمراني قابليت اجرايي ببخشد که البته اين امر احتياج به گذشت زمان دارد.»

نتايج پژوهش‌ها حاکي از آن است که در شهرهاي بزرگ، حجم صداي ترافيک، سرعت ترافيک، تعداد ماشين‌هايي که در ترافيک جريان دارند و سروصداي اگزوز و چرخ خودروها موجب آلودگي صوتي مي‌شود و خرابي تجهيزات خودروها سروصداي ترافيک را به شدت افزايش مي‌دهد. اين در حالي است که در ايران گاهي جوانان با دستکاري عمدي اگزوز خودروها صداي آن را چندبرابر مي‌کنند تا به اصطلاح کمي تفريح کنند!

البته هر شرايطي مي‌تواند تغييراتي در ميزان صداي بزرگراه‌ها به وجود آورد. معمولا شيب جاده‌ها باعث بيشتر کار کردن موتور خودروها مي‌شود و صداي ترافيک را افزايش مي‌دهد. همچنين فاکتورهاي پيچيده‌تري نيز وجود دارد؛ مثلا زماني که کسي از يک بزرگراه دور مي‌شود سطح سروصدا به واسطه فاصله، عوارض زمين، گياهان محيط و موانع طبيعي و مصنوعي کاهش مي‌يابد. به هر حال با تمام اين اوصاف طبق قوانين مربوط به صوت، سروصداي ترافيک براي فاصله کمتر از 1500 متر از بزرگراه‌هايي که ترافيک سنگين دارند و براي فاصله کمتر از 300 تا 600 متر از جاده‌ها مشکل‌ساز است و ديوارهاي صوتي با توجه به اين فواصل و منابع صوتي طراحي و نصب مي‌شوند. در حالي که در کلانشهر تهران، بزرگراه‌ها، خطوط آهن و فرودگاه‌هاي چسبيده به منازل و مراکز آموزشي و درماني احداث مي‌شوند بدون آنکه حتي يک متر ديوار صوتي آنها را از يکديگر جدا کند.

.

   + talieh akbari ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()